وصایای ماندگار

« وصیت حضرت محمد (ص) »

 

۱٫۱        اَشرار و بَدانِ امّتِ نبی، ﷺ،

یَا أَبَاذَرٍّ، سَیَکُونُ‏ نَاسٌ‏ مِنْ‏ أُمَّتِی‏ یُولَدُونَ فِی النَّعِیمِ وَ یُغَذَّوْنَ بِهِ، هِمَّتُهُمْ أَلْوَانُ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ، وَ یُمْدَحُونَ بِالْقَوْلِ، أُولَئِکَ شِرَارُ أُمَّتِی.[۱]

  • ای اباذر، در آیندۀ نزدیکی، مردمانی از امّت من، در میان ناز و نعمت متولد شده و پرورش یابند، همۀ همت آنها رنگارنگ بودنِ غذا و آشامیدنی است و دیگران نیز با گفتارشان، آنها را ستایش کنند؛ اینان اشرار و بَدان امّت من هستند.

 

۱٫۲        انسانِ زیرک و انسانِ ناتوان

یَا أَبَاذَرٍّ، إِنَّ الْکَیِّسَ‏ مَنْ‏ دَانَ‏ نَفْسَهُ وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ، وَ الْعَاجِزُ مَنِ اتَّبَعَ نَفْسَهُ وَ هَوَاهَا، وَ تَمَنَّى عَلَى اللَّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، الْأَمَانِیَّ..[۲]

  • ای اباذر، انسانِ زیرک کسی است که نفس خود را مقهور خویش ساخته و به عبادت وادارد، و برای روزگارِ پس از مرگ، کار کند؛ و ناتوان کسی است که از هوای نفس خود پیروی کند، و تنها با آرزوهای خود بر خدای، عزّوجلّ، دل‌خوش کند.

۱٫۳        بدترینِ مردم

شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَاهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ مَنْ بَاعَ‏ آخِرَتَهُ‏ بِدُنْیَا غَیْرِه‏.[۳]

  • بدترینِ مردم کسی است که، آخرتِ خود را به دنیای خود بفروشد، و بدتر از او کسی است که، آخرتش را به دنیای دیگری بفروشد.

 

۱٫۴        چشمانِ بی‌اشک در قیامت

کُلُ‏ عَیْنٍ‏ بَاکِیَهٌ یَوْمَ‏ الْقِیَامَهِ إِلَّا ثَلَاثَ أَعْیُنٍ: عَیْنٌ سَهِرَتْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏، وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ عَیْنٌ فَاضَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللَّه‏.[۴]

  • هر چشمی در روز قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمی که در راه خدا شب‌بیداری کشیده، و چشمی که از محرّماتِ الهی خود را بسته و پوشانده، و چشمی که از ترس خدا، اشک ریخته است.

۱٫۵        خادمانِ خدا و خادمانِ دنیا

أَوْحَى اللَّهُ، تَبَارَکَ وَ تَعَالَى، إِلَى الدُّنْیَا اخْدُمِی‏ مَنْ‏ خَدَمَنِی‏، وَ أَتْعِبِی مَنْ خَدَمَک‏.‌[۵]

  • خدای، تبارک و تعالی، به دنیا وحی فرمود: خدمت کن به کسی که مرا خدمت کند، و به تعب و رنج دچار کن کسی که خدمتِ تو در آید.

 

۱٫۶        شگفت‌انگیزترین مردم از نظر ایمان و بزرگترینشان از جهت یقین در آخر الزمان

أَعْجَبُ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ‏ یَقِیناً قَوْمٌ‏ یَکُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّهُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَیَاض.[۶]

  • شگفت‌انگیزترین مردم از نظر ایمان، و بزرگترینشان از جهت یقین، مردمانی هستند که در آخر زمان بیایند و پیامبر، ﷺ، را درک نکرده و حجت خدا از آنها پنهان است و به سیاهی (خطوط نوشته شده) بر روی سفیدی (کاغذ).

 

۱٫۷        کسانی که بهشت بر آنان واجب است

مَنْ کَفَى یَتِیماً فِی‏ نَفَقَهٍ بِمَالِهِ حَتَّى یَسْتَغْنِیَ، وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ الْبَتَّه.[۷]

  • کسی که یتیمی را کفالت و سرپرستی کند در اینکه به وسیلۀ مال خود، خرجِ او کند تا بینیاز گردد، (و خودکفا شود)، البته بهشت بر او واجب شود.

 

۱٫۸        محبوب‌ترینِ بندگان

یَا أَبَاذَرٍّ، یَقُولُ اللَّهُ، تَبَارَکَ وَ تَعَالَى،: إِنَ‏ أَحَبَ‏ الْعِبَادِ إِلَیَّ الْمُتَحَابُّونَ مِنْ أَجْلِی الْمُتَعَلِّقَهُ قُلُوبُهُمْ بِالْمَسَاجِدِ وَ الْمُسْتَغْفِرُونَ بِالْأَسْحَارِ أُولَئِکَ إِذَا أَرَدْتُ بِأَهْلِ الْأَرْضِ عُقُوبَهً ذَکَرْتُهُمْ فَصَرَفْتُ الْعُقُوبَهَ عَنْهُم‏.[۸]

  • ای اباذر، خدای تعالی فرماید: «به راستی که محبوب‌ترین بندگان نزد من، کسانی هستند که به خاطر من با یکدیگر دوستی کنند، آنها که دلهاشان به مساجد بسته است، و سحرها استغفار کنند، اینها هستند که هر گاه ارادۀ کیفر و عقوبتی بر اهل زمین کنم، به یادشان افتم، و کیفر را از آنها بازگردانم.

 

۱٫۹        ملامت‌شدگان

ثَمَانِیَهٌ إِنْ‏ أُهِینُوا فَلَا یَلُومُوا إِلَّا أَنْفُسَهُمْ: الذَّاهِبُ إِلَى مَائِدَهٍ لَمْ یُدْعَ إِلَیْهَا، وَ الْمُتَأَمِّرُ عَلَى رَبِّ الْبَیْتِ، وَ طَالِبُ الْخَیْرِ مِنْ أَعْدَائِهِ، وَ طَالِبُ الْفَضْلِ مِنَ اللِّئَامِ، وَ الدَّاخِلُ بَیْنَ اثْنَیْنِ فِی سِرٍّ لَمْ یُدْخِلَاهُ فِیهِ، وَ الْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلْطَانِ، وَ الْجَالِسُ فِی مَجْلِسٍ لَیْسَ لَهُ بِأَهْلٍ، وَ الْمُقْبِلُ بِالْحَدِیثِ عَلَى مَنْ لَا یَسْمَعُ مِنْه‏.[۹]

  • هشت گروهند که اگر اهانتی به آنها شد کسی را جز خودشان سرزنش نکنند، (و خود، سبب آن اهانت شده‌اند): کسی که بی‌دعوت بر سرِ خوانِ غذایی برود، کسی که بر صاحب‌ِ ِخانه دستور دهد، (و تحکم نماید)، کسی که از دشمنان خود، خیر و خوبی خواهد، کسی که از مردمانِ پست و فرومایه، فضیلت طلبد، کسی که خود را در میان رازی که در میانِ دو نفر است داخل کند، و آن دو، او را در آن کار دخالت نداده‌اند، کسی که به سلطان استخفاف کند، کسی که در جایی بنشیند که شایستگی آن را ندارد، کسی که سَرِ سخن و داستانی را برای کسی که از او شنوایی ندارد، (و سخنش را نمی‌پذیرد) باز کند.

 

« وصیت حضرت علی علیه السلام »

۱٫۱۰        فراموش‌کارانِ نعمت‌ها

عِبَادَ اللَّهِ،‏ أَیْنَ‏ الَّذِینَ‏ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا؟ أُمْهِلُوا طَوِیلًا، وَ مُنِحُوا جَمِیلًا، وَ حُذِّرُوا أَلِیماً، وَ وُعِدُوا جَسِیماً، احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَهَ وَ الْعُیُوبَ الْمُسْخِطَه.[۱۰]

  • ای بندگان خدا، کجا هستند آنان که در طولِ عمرِ خود، از نعمت برخوردار بودند؟ کجایند آنها که تعلیم یافتند و درک کردند امّا مهلتشان دادند ولی آنها به لهو و لعب پرداختند، و آنها را از آفات، به دور داشتند اما آنان فراموش کردند؟ زمانی طولانی به آنها مهلت و عطایای نیکو داده شد، و آنها را از کیفرِ دردناک برحذر داشتند، و به نعمت‌های بزرگ وعده دادند، و از گناهانی که انسان را در ورطۀ هلاکت می‌افکند و از عیب‌هایی که باعث خشمِ خدا می‌شود برحذر داشتند (ولی آنها از تمام این امور پند نگرفتند).

 

 

[۱] . طوسی، الأمالی، ص۵۳۸؛ طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۷۱؛ فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۲۶، ص۱۹۹

[۲] . طوسی، الأمالی، ص۵۳۰؛ ورام بن أبی فراس، مجموعه ورام، ج۲، ص۵۶؛ مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، ج۷۴، ص۷۹

[۳] . ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۳؛ طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۳۳؛ فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۲۶، ص۱۶۹

[۴] . ابن شعبه حرّانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۸؛ مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، ج۷۴، ص۶۳

[۵] . ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۶۳؛ فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۲۶، ص۱۷۵؛ مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر الأخبار الأئمه الأطهار، ج۷۴، ص۵۴

[۶] . ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۶۶؛ طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۴۰؛ فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۲۶، ص۱۷۷

[۷] . مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، ج۷۴، ص۵۸

[۸] . طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۶۷؛ مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، ج۷۴، ص۸۶

[۹] . ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص ۳۵۵؛ همو، الخصال، ج۲، ص۴۱۰؛ فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۲۶، ص۱۷۰

[۱۰] . سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۸۳؛ مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، ج۷۴، ص۴۲۹؛ خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۶۵

مهر ۱۱, ۱۳۹۴
مردممشناسی

مردم شناسی

« وصیت حضرت محمد (ص) »   ۱٫۱        اَشرار و بَدانِ امّتِ نبی، ﷺ، یَا أَبَاذَرٍّ، سَیَکُونُ‏ نَاسٌ‏ مِنْ‏ أُمَّتِی‏ یُولَدُونَ فِی النَّعِیمِ وَ یُغَذَّوْنَ بِهِ، […]
مهر ۱۱, ۱۳۹۴
گناه

گناه

« وصیت حضرت محمد (ص) »   ۱٫۱        اثر عدمِ دفعِ غیبت مَنِ‏ اغْتِیبَ‏ عِنْدَهُ‏ أَخُوهُ‏ الْمُسْلِمُ‏ فَاسْتَطَاعَ نَصْرَهُ فَلَمْ یَنْصُرْهُ، خَذَلَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ […]
مهر ۱۱, ۱۳۹۴
غنایم

غنائم

« وصیت حضرت محمد (ص) »   ۱٫۱        پنج غنیمتِ بسیار مهم یَا أَبَاذَرٍّ، اغْتَنِمْ‏ خَمْساً قَبْلَ‏ خَمْسٍ: شَبَابَکَ قَبْلَ هَرَمِکَ، وَ صِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ، وَ […]
مهر ۱۱, ۱۳۹۴
شیعه

شیعه

« وصیت حضرت محمد (ص) »   ۱٫۱        ولایتِ امام علی، علیه السّلام، قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، أَوْصِنِی! فَقَالَ: عَلَیْکَ بِمَوَدَّهِ عَلِیِّ بْنِ […]
مهر ۱۱, ۱۳۹۴
زنا

زنا

« وصیت حضرت محمد (ص) »   ۱٫۱        پی‌آمدهای زنا در دنیا و آخرت فِی الزِّنَا سِتُّ خِصَالٍ‏، ثَلَاثٌ‏ مِنْهَا فِی‏ الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ مِنْهَا فِی […]